خرید بک لینک
پیشگیری از اشتباهات بزرگ فروش نیازمند صرف زمان برای تحقیق و برنامهریزی و نیز شناخت زاویه دید مشتری است. اگر بتوانید مدیران را در این مسیر با خود همراه کنید میتوانید ایجاد سیستم فروشی کارآمد را تضمین کنید. پس تلاش کنید از این یازده اشتباه در فروادامه مطلب

برچسب: پیشگیری, نویسنده: باران کمالی تاريخ: سه شنبه 23 آبان 1396 ساعت: 3:53

یکی از وظایف مدیران فروش، افزایش درآمد شرکت با مدیریت مناسب کارکنان واحد فروش است. در حقیقت مدیران فروش برای جلب رضایت مدیران خود، به وضعیت قعلی بسنده نمی کنند و همواره به فعالیت بهتر تیم فروش می اندیشند. اگر شما نیز به عنوان یک مدیر فروش به فکر باادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران کمالی تاريخ: سه شنبه 23 آبان 1396 ساعت: 3:53

وقتی از جست و جو حرف می زدم توی این وبلاگ و غر گاهی، وقتی دلم ناخوشِ ندونستن و کافی نبودن و کامل نبودن بود، وقتی کلمات رو ردیف نمی کردم، بلکه می پیچیدم و شما نمی تونستین بخونین، وقتی هر وقت جز تاریکی نبود ته حلقم میومد پای غرقابی که توی بلاگ دارم، یعنی این جا فراموش کرده بودم که هر چیزی زمانی داره. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران کمالی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 4:31

بهترین اتفاقی که میتونه بیفته وقتی نمی دونی خودت رو اینه که با افراد شکست خورده ای ملاقات کنی که تلاش می کنن شبیهت باشن، شرایط مشابهی رو دارن می گذرونن از سر یا حرفی که میزدی از دهنشون در میاد

مثل یه دانای کل، فراتر از خود اول شخصت قرار بگیری.

برچسب: نویسنده: باران کمالی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 22:57

کج و معوج و نخراشیده تر از همیشه ام در برابر هنر خالص.

مشتاق تر به کمال

و ناامیدتر ازش.



برچسب: نویسنده: باران کمالی تاريخ: سه شنبه 19 ارديبهشت 1396 ساعت: 18:26

شاید فقط یه تصویر ذهنی ساده ست. ولی اگه بگی سبزرنگ، سبز جالبی تو ذهن آدما میاد معمولا و بازخورد مثبته اما بوی سبز حتما چیز بدیه. دقیقا، این روزا، شبیه مهره های یه تسبیح بنفش عمیقن. همونی که همه میگن. صدای خوردنشون به هم حتی تو گوشم هست. کند، دوست نادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران کمالی تاريخ: سه شنبه 19 ارديبهشت 1396 ساعت: 18:26

یک. درد کشیدن، همواره همراه امیدی غریزی به لحظات بعد از درده. وقتی حسش می کنی که مریض و دردزده باشی و تصویر قوی ای بیاد جلوی چشمت از چندین ساعت و روز آینده که نه شدت گرفتنی در کار بوده و نه کاهشی. فقط مقدار ثابتی از درد و تحمل. این تصویر شدت بگیره و ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران کمالی تاريخ: سه شنبه 19 ارديبهشت 1396 ساعت: 18:26

رازی رو در دل شما کاشتهن. توی دهنتون رنگشو گرفته و نفستون بوشو. میترسین حرف بزنین، بنویسین و تو عکس ها ظاهر شین و رازتون فاش شه. چون بزرگ تر از خودتونه و تا وقتی بزرگ نشدین به اندازه ش، باید باید سکوت کنین.

میگه:

خانهٔ اسرار تو چون دل شود

آن مرادت زودتر حاصل شود

ولی خب میترسم از گندیدنش تو این تاریکی. میگمش زود.

برچسب: نویسنده: باران کمالی تاريخ: چهارشنبه 2 فروردين 1396 ساعت: 10:23

یعنی الان وقتش شده که مثلا ترسوها بکشم عقب؟



+ یه چیزی هست در من که داره گریه می کنه. وقتی بیرون ساکت میشه صداشو میشنوم.

برچسب: نویسنده: باران کمالی تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 6:13

قصه های جهان محدود نیستن؟ الگوریتم مسخره و شبیهشونو میبینی؟ و بعد رو چیزی غیر از خودت حساب می کنی؟ وای بر تو .

برچسب: نویسنده: باران کمالی تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 6:13

وقتی تو مسیری باشی که همه چیزو در خدمت فهم

و خودت

در بیاری و از همه چیز بخوای به ″آگاهی″ و نور مطلق برسی اشتباه خیلی خیلی ممکن میشه.


همه مون تجربه ی نابود شدن یکی از پایه ی های فکری مون تو چند لحظه رو داشتیم،

وقتی بپرسی بهت میگن بر پایه ی بدیهیاتت برو جلو.

حالا، می بینم که سوادی ندارم که مرکب راهم بشه:)) پای استدلالم هم کوتاه و ضعیفه و راه تو خیلی طولانی و سخت.

و من خیلی ناامیدم:)) خیلی.

برچسب: نویسنده: باران کمالی تاريخ: چهارشنبه 11 اسفند 1395 ساعت: 9:03

چرا وقتی درد هست،حقیقت این قدر نزدیک تر و واقعی تر به نظر میاد؟

برچسب: نویسنده: باران کمالی تاريخ: چهارشنبه 11 اسفند 1395 ساعت: 9:03

من رو فقط ترس، غم و خشم می تونه جلو ببره.


برچسب: نویسنده: باران کمالی تاريخ: چهارشنبه 11 اسفند 1395 ساعت: 9:03

لطفا.

برچسب: نویسنده: باران کمالی تاريخ: سه شنبه 19 بهمن 1395 ساعت: 3:53

خیلی روز سختی بود.

باید فکرشو می کردم.

برچسب: نویسنده: باران کمالی تاريخ: سه شنبه 19 بهمن 1395 ساعت: 3:53

صفحه بندی