رازی رو در دل شما کاشتهن. توی دهنتون رنگشو گرفته و نفستون بوشو. میترسین حرف بزنین، بنویسین و تو عکس ها ظاهر شین و رازتون فاش شه. چون بزرگ تر از خودتونه و تا وقتی بزرگ نشدین به اندازه ش، باید باید سکوت کنین.
میگه:
خانهٔ اسرار تو چون دل شود
آن مرادت زودتر حاصل شود
ولی خب میترسم از گندیدنش تو این تاریکی. میگمش زود.
برچسب:
نویسنده: باران کمالی